دل نوشته های پرنده مهاجر
 
دل نوشته های پرنده مهاجر
 
 

Posts Tagged ‘دانلود آهنگ شادمهر عقیلی :آینده’

دانلود موزیک ویدئو جدید شادمهر عقیلی به نام آینده (+دانلود خود آهنگ +متن ترانه)

۰۸ اردیبهشت

دانلود موزیک ویدئوی جدید آینده از شادمهر عقیلی به همراه دانلود این آهنگ و متن ترانه آینده:

دانلود کلیپ آینده شادمهر با کیفیت Full Hd:

دانلود

دانلود کلیپ آینده شادمهر با کیفیت HD

دانلود

دانلود کلیپ آینده شادمهر با کیفیت LQ

دانلود

دانلود آهنگ آینده شادمهر با کیفیت ۱۲۸

دانلود

دانلود آهنگ آینده شادمهر با کیفیت ۱۲۸ از سرور دیگر

دانلود

دانلود آهنگ آینده شادمهر با کیفیت ۳۲۰

دانلود



متن ترانه:

با تو که حرف میزنم صدامو صاف میکنم
دارم به زیبایی تو باز اعتراف می کنم
با تو که حرف می زنم آینده ی من روشنه
دنیام دستای توئه که تو دستای منه
ثانیه ها کنار تو به مردن عادت می کنن
حتی به راه رفتن ما همه حسادت می کنن(۲)

****

 وقتی بهم زل می زنی دیگه نفس نمی کشم
اون قدر آرومم پیش تو می ترسم از آرامشم
ثانیه ها کنار تو به مردن عادت می کنن
حتی به راه رفتن ما همه حسادت می کنن

****

 با تو که حرف میزنم، صدامو صاف میکنم
دارم به زیبایی تو باز اعتراف می کنم
با تو که حرف می زنم آینده ی من روشنه
دنیام دستای توی که تو دستای منه
ثانیه ها کنار تو به مردن عادت می کنن
حتی به راه رفتن ما همه حسادت می کنن(۲)



متن ترانه:

با تو که حرف میزنم صدامو صاف میکنم
دارم به زیبایی تو باز اعتراف می کنم
با تو که حرف می زنم آینده ی من روشنه
دنیام دستای توئه که تو دستای منه
ثانیه ها کنار تو به مردن عادت می کنن
حتی به راه رفتن ما همه حسادت می کنن(۲)

****

 وقتی بهم زل می زنی دیگه نفس نمی کشم
اون قدر آرومم پیش تو می ترسم از آرامشم
ثانیه ها کنار تو به مردن عادت می کنن
حتی به راه رفتن ما همه حسادت می کنن

****

 با تو که حرف میزنم، صدامو صاف میکنم
دارم به زیبایی تو باز اعتراف می کنم
با تو که حرف می زنم آینده ی من روشنه
دنیام دستای توی که تو دستای منه
ثانیه ها کنار تو به مردن عادت می کنن
حتی به راه رفتن ما همه حسادت می کنن(۲)



یک شنبه 3 ارديبهشت 1391(بازدید )برچسب:بهترین,زیباترین,مناجات,عاشق,عشق پاک,شیدا, :: 9:25 ::  نويسنده : nima mahmoodi

بر لبانم غنچه لبخند پژمرده است   
نغمه ام دلگير و افسرده است
نه سرودي؛ نه سروري
نه هماوازي نه شوري
زندگي گويي ز دنيا رخت بر بسته است.
يا که خاک مرده روي شهر پاشيده است.
اين چه آييني؟ چه قانوني؟ چه تدبيري است؟
من از اين آرامش سنگين و صامت عاصيم ديگر
من از اين آهنگ يکسان و مکرر عاصيم ديگر
من سرودي تازه مي خواهم
جنبشي؛ شوري؛ نشاطي، نغمه اي، فريادهايي تازه مي جويم
من به هر آيين و مسلک کو، کسي را از تلاشش باز دارد ياغيم ديگر
من تو را در سينه اميد ديرينسال خواهم کشت
من اميد تازه مي خواهم
افتخاري آسمان گير و بلند آوازه مي خواهم
کرم خاکي نيستم اينک تا بمانم در مخاک خويشتن خاموش!
نيستم شبکور که از خورشيد روشنگر بدوزم چشم



ادامه مطلب ...


یک شنبه 3 ارديبهشت 1391(بازدید )برچسب:بهترین,زیباترین,مناجات,عاشق,عشق پاک, :: 9:9 ::  نويسنده : nima mahmoodi

امشب سرآن دارم . تا با تو سخن گویم راه تو بپویم من . اسرار تو راجویم

امشب به درت خواهم . تاصبح همی کوبم تا خود به درآئی زان . عطرت به صفا بویم

امشب زغمم تاصبح . حرف دل خود گویم پیمانه به پیش آری . تا باز کنی رویم

امشب زمیت نوشم . تا مست کند آن می، من را که گنه کردم . بسیار مدد جویم

امشب به سرم می زن . بی خود ز خودم گردان زیرا که ز رویت من . بسیار شرم رویم

امشب به درت کوبم . تا بازکنی در را می کوبم و می خواهم . دست از گنهم شویم

امشب در لطفت را . بگشا زبرم جانا مردانه تو را گویم . راهت به لقا پویم

امشب زمیت ساقی . مستم توچنان گردان تا بازشوم عبدت . کفران نشودخویم

امشب که نهم برسر. قرآن تو را تا صبح، خواهم که به درگاهت . آشفته کنم مویم

امشب ز تو می خواهم . تاعفوکنی من را زین رو به درت تا صبح . خاک ازتوبه می سویم

امشب بپوشم جوشن . با خواندن نامت من یارب زبلاهایت . ایمن بنما کویم!



امشب دلم پُره، امشب مسافری
فرصت نشد بگم چی می کشم بری

چشمم به رفتنت، دلگیرم از خودم
فرصت نشد بگم، من عاشقت شدم

من عاشقت شدم، ما میرسیم به هم
کاش مونده بودی و میشد بهت بگم

ما عاشق همیم، ما میرسیم به هم
کاش اینجا بودی و میشد بهت بگم

میترسم از همه، ازین شبهای سرد
تو فکر رفتنی، کاریش نمیشه کرد

میخواستم بهت بگم، فکر کسی نباش
میخواستم بهت بگم ، اما دلم نذاشت

من عاشقت شدم ، ما میرسیم به هم
کاش مونده بودی و میشد بهت بگم

ما عاشق همیم، ما میرسیم به هم

کاش اینجا بودی و میشد بهت بگم…

کاش…



دو شنبه 28 فروردين 1391(بازدید )برچسب:دل,دلنوشته,دل نوشته ها,پرنده مهاجر,عارفانه,عاشقانه,بهترین,زیباترین,, :: 11:19 ::  نويسنده : nima mahmoodi

امشب سرآن دارم . تا با تو سخن گویم راه تو بپویم من . اسرار تو راجویم

امشب به درت خواهم . تاصبح همی کوبم تا خود به درآئی زان . عطرت به صفا بویم

امشب زغمم تاصبح . حرف دل خود گویم پیمانه به پیش آری . تا باز کنی رویم

امشب زمیت نوشم . تا مست کند آن می، من را که گنه کردم . بسیار مدد جویم

امشب به سرم می زن . بی خود ز خودم گردان زیرا که ز رویت من . بسیار شرم رویم

امشب به درت کوبم . تا بازکنی در را می کوبم و می خواهم . دست از گنهم شویم

امشب در لطفت را . بگشا زبرم جانا مردانه تو را گویم . راهت به لقا پویم

امشب زمیت ساقی . مستم توچنان گردان تا بازشوم عبدت . کفران نشودخویم

امشب که نهم برسر. قرآن تو را تا صبح، خواهم که به درگاهت . آشفته کنم مویم

 

 

 

امشب ز تو می خواهم . تاعفوکنی من را زین رو به درت تا صبح . خاک ازتوبه می سویم

 

 

امشب بپوشم جوشن . با خواندن نامت من یارب زبلاهایت . ایمن بنما کویم



دو شنبه 28 فروردين 1391(بازدید )برچسب:دل,دلنوشته,دل نوشته ها,پرنده مهاجر,عارفانه,عاشقانه, :: 8:48 ::  نويسنده : nima mahmoodi


زخم از زبان تلخ تو خوردن روا نبود

تقدیر ما به تلخی این ماجرا نبود

هرگز نشد که خانه ی باران بنا کنیم  

سنگ بنای عشق که هم سنگ ما نبود

بانو! نگو که طالع ما را خدا نخواست

آجیل بوسه های تو مشکل گشا نبود!

یک عمر به پایت اشک ریختم

غیر از من و نگاه در آیینه هیچکس

در سوگ چشم های تو صاحب عزا نبود

از من گذشت دختر باران! ولی بدان

این رسم عشق بازی پروانه ها نبود

 



یک شنبه 27 فروردين 1391(بازدید )برچسب:نامه,نامه ای عاشقانه,عشق,عارفانه,شاعرانه, :: 17:29 ::  نويسنده : nima mahmoodi

این پست را برای عزیز دلم(......)میزارم شاید ی روز این ببیند

عالیه ی عزیزم

چیزهایی که زبانی برای مردم گفته می شود وقتی که مؤثر واقع نشد باید آن را نوشت ، ممکن است در صورت ثانی اثر کند

به این جهت می نویسم . تو وقت داری که فکر کنی و آن وقت یقین خواهی کرد چیزی راکه می نویسم در موقع نوشتن آن فکر کرده ام

در کوهپایه ، جایی که قدم بهقدمش را با من تماشا کرده ای ، اواخر پاییز کبک هایی پیدا می شوند که می خواهند شکارچی را گول بزنند : سرشان را زیر برف می برند دمشان را به هوا . چون خودشان شکارچی را نمی بینند خیال می کنند شکارچی هم آن ها را نمی بیند .

دیشب وقتی که از اتاق بیرون آمدم و چشمم به ماه افتاد ، افسرده شدم . گفتم عالیه بی شباهت به این کبک هانیست و همین حالت که عبارت از خود را علنا مخفی فرض کردن باشد در روح انسانی وجود دارد . وقتی که کسی را نمی شناسند خیال می کنند کسی هم آن ها را نشناخته است

ولی نبض تو در دست من است . تو بی جهت به من می گویی بوالهوس . کدام بوالهوس عطر صبح و اتوی پیراهنش را فراموش کرده است . صبح از در خانه بیرون نمی روند مگر با بزک کامل .این اشخاص تمام پولشان را برای ظاهرشان خرج می کنند وتمام باطنشان را به یک پول می فروشند . نه عقیده یثابت دارند نه استقامت

شاید تحریر زیاد ، اعمال شاقه ی فکری ، ناجور بودن با مردم ، خدمت بدون مزد به ملت ، گمنامی و فقر من دلیل بوالهوسی من باشد

درست است من یک وقت جور دیگر بوده ام ، ولی حالیه خیلیلجوج هستم و زیاده از حد بد بین

چیز هایی را که خیلی قبل از اینروزگارها نوشته ام و برای تو خوانده ام برای این بوده است که وجود محبوب تو را بیش تر به خودم نزدیک کنم. تو مقصود مرا نمی دانی

اگر چند سال زودتر به هم میرسیدیم به تو می گفتم هر پرنده کجا آشیان دارد ! حال از تو شکوه نمی کنم . از تصادف ! … جهت این است که در ابتدای مواصلت خیلی لاابالیو بی قید شده بودم . پس تو این قدر بی قید نباش . روی این امواج ، زندگانی به پل کوتاه و تنگی شباهت دارد . کمی بی قید برای لغزیدن و تسلیم شدن به امواج غضبنک کافی است . این امواچ ، حوادث است . انسان با قابلیت و تدابیر شخصی ممکن است آن ها را پس و پیش کند ، ولی نمی توان آن ها را کوچک شمرد

به تو یک فکر خوب بدهم . چون نوشته می شود شاید اثر کند : سعی داشته باش در قلب کسی که با او زندگی می کنی یادگارهایی بگذاری که در ایام پیری ، موقعی که خواهی نخواهی شکسته و ناتوان می شوی ، آن یادگارها مانع از این باشند که آن آدم از تو دور بشود

ظاهر آرایی برای خود مقامی دارد ولی همین که از بین رفت به آن حباب های خالی شباهت خواهد داشت که از سقوط قطرات باران روی آب تولید شده و انعکاسات رنگارنگی درسطح آن تصور یافته باشد. چون باطن ندارند ، بر می خیزند . روی کار آمده ، دورانی دارند پس از آن مثل خیال های گریزان ، مثل درآمدهای اول تو ، زود از بین می روند

عالیه ی عزیزم ! محبت های ظاهری فناپذیر هستند ، ولی همین که باطن و حقیقتی داشت برای همیشه حکم فرمای قلب انسان واقع می شوند . برای این که در موقع زوال صورت باطن، نایب مناب صورت خواهد شد

اگر در من فکر و احساسات خوب سراغ داری عالیه ! به توقعات من اهمیت بده

من از تو یک چیز می خواهم :« با من یک جور باشی » در اتاق تنها . سرت را به دو دست گرفته فکر کن




یک شنبه 27 فروردين 1391(بازدید )برچسب:دل,دلنوشته,دل نوشته ها,پرنده مهاجر,عارفانه,عاشقانه, :: 17:18 ::  نويسنده : nima mahmoodi

  رد شد شبیه‌ رهگذری‌ باد، از درخت‌

آرام‌ سیبِ کوچکی‌ افتاد از درخت‌

افتاد پیشِ پای‌ تو، با اشتیاق‌ گفت

ای‌ روستای‌ شعر تو آباد از درخت،

امسال‌ عشق‌ سهم‌ مرا داد از بهار

آیا بهار سهم‌ ترا داد، از درخت؟

امشب‌ دلم‌ شبیه‌ همان‌ سیب‌ تازه‌ است‌

سیبی‌ که‌ چید حضرت‌ فرهاد از درخت‌

کی‌ می‌شود که‌ سیب‌ غریبِ نگاه‌ من‌

با دستِ گرم‌ تو شود آزاد از درخت‌

چشمان‌ مهربان‌ تو پرباد از بهار

همواره‌ رهگذار تو پرباد از درخت‌

امروز آمدی‌ که‌ خداحافظی‌ کنی‌

آرام‌ سیب‌ کوچکی‌ افتاد از درخت!

 



صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 18 صفحه بعد

درباره وبلاگ


این پرنده مهاجر همیشه عاشق پرواز حالا با بالی شکسته میخونه چه غمگین آواز توی یک هجرت جمعی دست بیرحمه صیاد اونو از جفتش جدا کرد با تنهایی آشنا کرد نجوای دو جفت عاشق روی شاخه های تنها شعری عاشقانه بود صدای قشنگ بالش تو فضای بی کرانه بهترین ترانه بود حالا تنها حالا خسته با دلی از غم شکسته بی صدا تر از همیشه با خودش تنها نشسته با صدای غم گرفتش شعر تنهایی میخونه سوز غمگین صداشو اونی که تنهاست میدونه ************* از اینکه به کلبه درویشی من اومدین بسیار خوشحالم. من نیما متولد 1366هستم
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان دل نوشته های پرنده مهاجر و آدرس nima1366.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان


ورود اعضا:

نام:
وب:
پیام:
2+2

نظر شما در مورد وبلاگ چیست؟

خبرنامه وبلاگ:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 56
بازدید دیروز : 126
بازدید هفته : 584
بازدید ماه : 2712
بازدید کل : 16275
تعداد مطالب : 177
تعداد نظرات : 69
تعداد آنلاین : 15



Alternative content