دل نوشته های پرنده مهاجر
 
 
سه‌شنبه 04 بهمن 1390 :: 12:48 ::  نويسنده : nima1366

به او بگویید آن کس که برای دیدنت لحظه ها را شمارش می کرد

سرانجام تازیانه ی ثانیه ها را بر دوشش حس کرد و ویران شد

به او بگویید دوستش دارم زیر سقف بی کسی

به او بگویید در سراب زندگی همیشه های نگاهم به سمت اوست

به اوبگویید به حرمت این همه عشق واشک ازمن ودنیای من جدا نشود

 




درباره وبلاگ


این پرنده مهاجر همیشه عاشق پرواز حالا با بالی شکسته میخونه چه غمگین آواز توی یک هجرت جمعی دست بیرحمه صیاد اونو از جفتش جدا کرد با تنهایی آشنا کرد نجوای دو جفت عاشق روی شاخه های تنها شعری عاشقانه بود صدای قشنگ بالش تو فضای بی کرانه بهترین ترانه بود حالا تنها حالا خسته با دلی از غم شکسته بی صدا تر از همیشه با خودش تنها نشسته با صدای غم گرفتش شعر تنهایی میخونه سوز غمگین صداشو اونی که تنهاست میدونه ************* از اینکه به کلبه درویشی من اومدین بسیار خوشحالم. من نیما متولد 1366هستم
نامه يكي از جوانان عسلويه به رئيس جمهور
بهار نو ستارهای فراموش نشدنی احساس شیر باش. دکلمه بهترین راه ها برای فرار از بد بوی بدن پشیمان باش
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران