|
دل نوشته های پرنده مهاجر |
|||
|
فصل بهار سهم كوچكي از زندگي است و زندگي مشتاق همين سهم هاي كوچك دل انگيز است قلب من سهم كوچكي از من است و من مشتاق عشق بي انتهاي قلب كوچكم هستم من و زندگي چقدر به هم شبيه ايم خوشا به حال زندگي كه بهار را هر سال در آغوش مي كشد
گاهی از چشم هم می افتیم، بی آنکه ایستاده باشیم روی لبه ها یا کسی هل مان داده باشد.از چشم هم می افتیم و نه چتر همراهمان هست، نه کسی آن پائین آغوش باز کرده ما را بگیرد. از چشم هم می افتیم و هرچه فکر می کنیم یادمان نمی آید قصد خودکشی داشته باشیم.
جمعه 07 بهمن 1390 :: 14:31 :: نويسنده : nima1366
سلام به دوستان عزیز . تو این پست چند آهنگ از یه خوب و نام آشنا ایرانی براتون گذاشتم. چند تا آهنگ زیبا از سیاوش شمس (ملقب سیاوش صحنه) که شاید الان کم کاره ولی اوج هنریه خوبی داشت و همگان اون و به خاطر دارن . با آثار خوبی که به جا گذاشت مثل: صحنه ـ دختر ایرونی ـ دختر چوپون ـ یواش یواش ـ مریم ـ دیگه دوستت ندارم ـ قصر یخی ـ و ... که آهنگ های به یاد موندنی هستند همیشه در دل مردم جا داره. کارهاش فوقالعاده زیباست . ولی حیف شده که این هنرمند از دنیای موسیقی دوره و فوق العاده بیکاره. من تو این پست چند تا از آهنگ های این هنرمند رو میذارم که واقعا شنیدنی و زیباست. به نظر من ارزش چندین بار گوش کردن در طول روز رو داره.
در ضمن ین آهنگ ها با فرمت (wma) هستن
ادامه مطلب ... پنجشنبه 06 بهمن 1390 :: 09:03 :: نويسنده : nima1366
با نگاه پست همه چیز را می توان ننگ شمرد حتی مهر مادر به فرزند را ... حکیم ارد بزرگ ادامه مطلب ... پنجشنبه 06 بهمن 1390 :: 09:00 :: نويسنده : nima1366
حکیم فردوسی توسی :
پنجشنبه 06 بهمن 1390 :: 08:47 :: نويسنده : nima1366
پنجشنبه 06 بهمن 1390 :: 08:28 :: نويسنده : nima1366
آنكه نداند ونداند كه نداند در جهل مركب ابدالدهر بماند سهشنبه 04 بهمن 1390 :: 12:48 :: نويسنده : nima1366
به او بگویید آن کس که برای دیدنت لحظه ها را شمارش می کرد سهشنبه 04 بهمن 1390 :: 11:54 :: نويسنده : nima1366
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
تو را بر در نشاند او به طراری که میآید تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
به هر دیگی که میجوشد میاور کاسه و منشین که هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
بنه سر گر نمیگنجی که اندر چشمه سوزن اگر رشته نمیگنجد از آن باشد که سر دارد
چراغست این دل بیدار به زیر دامنش میدار از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد
چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمهای گشتی حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد
چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد
سهشنبه 04 بهمن 1390 :: 11:46 :: نويسنده : nima1366
هيچ كدام از ما نميتواند ديروزش را تغيير دهد، ولي همهي ما ميتوانيم فرداي خود را تغيير دهيم.((كولين پاول))
درباره وبلاگ این پرنده مهاجر همیشه عاشق پرواز حالا با بالی شکسته میخونه چه غمگین آواز توی یک هجرت جمعی دست بیرحمه صیاد اونو از جفتش جدا کرد با تنهایی آشنا کرد نجوای دو جفت عاشق روی شاخه های تنها شعری عاشقانه بود صدای قشنگ بالش تو فضای بی کرانه بهترین ترانه بود حالا تنها حالا خسته با دلی از غم شکسته بی صدا تر از همیشه با خودش تنها نشسته با صدای غم گرفتش شعر تنهایی میخونه سوز غمگین صداشو اونی که تنهاست میدونه ************* از اینکه به کلبه درویشی من اومدین بسیار خوشحالم. من نیما متولد 1366هستم موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|