دل نوشته های پرنده مهاجر
 
 
چهارشنبه 12 بهمن 1390 :: 17:34 ::  نويسنده : nima1366

 

 

غم نخور!هم روزگارم!من هوای تورو دارم
واسه چاردیوار قلبت صد تا پنجره میارم
غم نخور !زیبای خفته!ناامیدی حرف مفته!
رنگ عوض می کنه این شب با غزلهای نگفته!
نگو خیلی وقته اینجا کسی فردا رو ندیده!
توی پولک لباسات صد تا فانوس امیده!
چرخ تو وقتی می رقصی!می شکنه چرخ فلک رو!
تازه می کنه دوباره خبرای قاصدک رو!

 




درباره وبلاگ


این پرنده مهاجر همیشه عاشق پرواز حالا با بالی شکسته میخونه چه غمگین آواز توی یک هجرت جمعی دست بیرحمه صیاد اونو از جفتش جدا کرد با تنهایی آشنا کرد نجوای دو جفت عاشق روی شاخه های تنها شعری عاشقانه بود صدای قشنگ بالش تو فضای بی کرانه بهترین ترانه بود حالا تنها حالا خسته با دلی از غم شکسته بی صدا تر از همیشه با خودش تنها نشسته با صدای غم گرفتش شعر تنهایی میخونه سوز غمگین صداشو اونی که تنهاست میدونه ************* از اینکه به کلبه درویشی من اومدین بسیار خوشحالم. من نیما متولد 1366هستم
نامه يكي از جوانان عسلويه به رئيس جمهور
بهار نو ستارهای فراموش نشدنی احساس شیر باش. دکلمه بهترین راه ها برای فرار از بد بوی بدن پشیمان باش
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران