|
دل نوشته های پرنده مهاجر |
|||
|
پنجشنبه 18 خرداد 1391 :: 21:00 :: نويسنده : edi_ka2
گاهی به پچ پچ های باران گوش کن
پچ ِ پچ ِ باران را می شنوی؟ آری، سروده ام را بگذار به حساب ِ تب و هذیان
درباره وبلاگ این پرنده مهاجر همیشه عاشق پرواز حالا با بالی شکسته میخونه چه غمگین آواز توی یک هجرت جمعی دست بیرحمه صیاد اونو از جفتش جدا کرد با تنهایی آشنا کرد نجوای دو جفت عاشق روی شاخه های تنها شعری عاشقانه بود صدای قشنگ بالش تو فضای بی کرانه بهترین ترانه بود حالا تنها حالا خسته با دلی از غم شکسته بی صدا تر از همیشه با خودش تنها نشسته با صدای غم گرفتش شعر تنهایی میخونه سوز غمگین صداشو اونی که تنهاست میدونه ************* از اینکه به کلبه درویشی من اومدین بسیار خوشحالم. من نیما متولد 1366هستم موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|