|
دل نوشته های پرنده مهاجر |
|||
|
کسي كه حفظ جان را مقدم بر آزادي بداند، لياقت آزادي را ندارد.((بنجامين فرانكلين)) وقتي نهال آزادي ريشه گرفت، به سرعت رشد و نمو مي كند.((جورج واشنگتن)) هرچه قفس تنگتر باشد، آزادي شيرين تر به نظر مي رسد!((مثل آلماني بهترين نشانه ترقي يك ملت، آزادي گفتار است.((عبدالرحمن فرامرزي) بزرگترين ثروت يک ملت، آزادي است.((اُرد بزرگ)) انسان در همان لحظه كه تصميم مي گيرد آزاد باشد، آزاد است.((فرانسوا ولتر)) يا به من آزادي بدهيد، يا مرگ.((پاتريک هنري)) كساني كه حاضر نيستند براي آزادي بهايي بپردازند، لياقت آزادي را ندارند.((جورج واشنگتن)) آزادي بدون دانايي به دست نمي آيد.((اُرد بزرگ)) آزادي اين نيست كه هر كس هر چه دلش خواست بكند، بلكه آزادي حقيقي قدرتي است كه شخص را مجبور به انجام وظايف خود مي كند.((مكدونالد))
اخلاق، چيز ساخته شده و حاضر آماده اي نيست، بلكه ذره ذره و روز به روز، خلق و ايجاد مي گردد.((ارناليل)) زن و شوهر يك سال بعد از ازدواج به زيبايي صورت يكديگر فكر نمي كنند، بلكه هر دو متوجه اخلاق و رفتار هم مي شوند.((اسمايلز)) صاحبان اخلاق، روح جامعه ي خويش اند.((رالف والدو امرسون)) بزرگترين عمل غير اخلاقي اين است كه انسان شغلي را كه از انجام آن ناتوان است بر عهده گيرد.((ناپلئون بناپارت)) مردي كه داراي عزمي نيرومند و اخلاقي متين است، هرگز فضيلت اخلاقي خود را فداي هوس هاي زندگي نمي كند. آري مرداني در اين جهان زندگي كرده اند كه براي تكميل و حفظ فضايل اخلاقي، جسم و جان خود را فدا ساخته اند.((كنفسيوس)) وقتي از اخلاق يك فرد سر در نمي آوري به دوستانش نگاه كن.((مثل ژاپني)) اخلاق بايد بر هنر حكومت كند.((ايمانوئل كانت)) تنها قانوني كه مي تواند بر سعادت ما حاكم باشد، قانون اخلاق و اصول و موازين انسانيت است.((؟)) تمام سرمايه فكري و دانش بايد تسليم يك عظمت اخلاقي و روحي گردد، وگرنه دانش مانند رودي خواهد بود كه نتوانسته خط سير خود را بپيمايد و به دريا بريزد و با وضعي اندوه بار در صحرا و ريگزارها فرو مي رود.((موريس مترلينگ)) هميشه بايد مراقب سه چيز باشيم : وقتي تنها هستيم مراقب افكار خود، وقتي با خانواده هستيم مراقب اخلاق خود و زماني كه در جامعه هستيم مراقب زبان خود.((مادام داستال)) چهارشنبه 21 دی 1390 :: 09:03 :: نويسنده : nima1366
نها دشمنان انسان، در درون خود او هستند.((فلورانس اسكاول شين)) شگفتا كه اگر آدمي براي كسي بركت بخواهد، توان آزار رسانيدن را از او خواهد گرفت.((فلورانس اسكاول شين)) خيرخواهي انسان نيك خواه، پيرامون او، هاله اي بزرگ از پشتيباني مي آفريند.((فلورانس اسكاول شين)) تا خود را توانگر احساس نكني، توانگري ات آشكار نخواهد شد.((فلورانس اسكاول شين)) به محض آرام شدن دريا، كشتي هاي انسان از راه مي رسند.((فلورانس اسكاول شين)) تا زماني كه آدمي در برابر شرايطي پايداري كند، آن را به سوي خود خواهد كشيد.((فلورانس اسكاول شين)) هر وضعيت ناهماهنگ، نشانه ي ناهماهنگي در درون خود آدمي است.((فلورانس اسكاول شين)) اگر در باطن انسان، ذره اي واكنش هيجاني نسبت به شرايط ناهماهنگ وجود نداشته باشد، آن شرايط براي هميشه از سر راه او كنار مي رود.((فلورانس اسكاول شين)) چه بسيار پيش آمده كه آدمي با ديدن بديهاي خود در ديگران، شفا يافته است.((فلورانس اسكاول شين)) زندگي، يك آينه است؛ و ما در ديگران، بازتاب چهره ي خودمان را مي بينيم.((فلورانس اسكاول شين)) سهشنبه 20 دی 1390 :: 09:20 :: نويسنده : nima1366
ادامه مطلب ... فرق است میان دوست داشتن و داشتن دوست........ کسانی هستند که فضای اندیشیدن انسانی شان در حدی است که سهشنبه 20 دی 1390 :: 08:29 :: نويسنده : nima1366
کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم – که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !… چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم سهشنبه 20 دی 1390 :: 08:27 :: نويسنده : nima1366
آنگاه که غرور کسی را له می کنی آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی آنگاه که خدا را میبینی و بنده ی خدا را نادیده میگیری می خواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی به سوی کدام قبله نماز می گذاری که دیگران نگذارده اند!!!! گاهی گمان نمیکنی ولی میشود سهشنبه 20 دی 1390 :: 08:17 :: نويسنده : nima1366
به من بگو نگو ، نمیگویم ، اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم ، من می فهمم . درباره وبلاگ این پرنده مهاجر همیشه عاشق پرواز حالا با بالی شکسته میخونه چه غمگین آواز توی یک هجرت جمعی دست بیرحمه صیاد اونو از جفتش جدا کرد با تنهایی آشنا کرد نجوای دو جفت عاشق روی شاخه های تنها شعری عاشقانه بود صدای قشنگ بالش تو فضای بی کرانه بهترین ترانه بود حالا تنها حالا خسته با دلی از غم شکسته بی صدا تر از همیشه با خودش تنها نشسته با صدای غم گرفتش شعر تنهایی میخونه سوز غمگین صداشو اونی که تنهاست میدونه ************* از اینکه به کلبه درویشی من اومدین بسیار خوشحالم. من نیما متولد 1366هستم موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید